|
..: راسـپــیــنـا :..
..: در اينجا فقط نظراتم را ثبت ميكنم :..
|
فقط میخوام چندتا مورد از آن که ادعای روشنگری میکند بپرسم ! اولا : شما که میدانید جوانان امروزی ما نیازمند و محتاج زبان اشاره بین المللی یا به قول شما اشاره بین المللی هستند که میروید به کشور همسایه زبان اشاره بین المللی یاد میدهید ! در حالی که بارها بارها میگویید کشور ما نیازمند آرامش و پیشرفت هست !!! دوما : دبیر کلی مستعفی که بارها بارها از سوی خود ایشان اعلام شده که در کانون ناشنوایان ایران هیچ سمتی ندارند ؛ چرا میثاق نامه ها و انواع بیانه ها و هم فشارهایی که به هئیت مدیره وارد کرده اید با چه نوع سمت و مقامی بوده است ؟ سوما : کانون ناشنوایان ایران و شهرستانها باید یک نوع اساسنامه داشته باشند در حالی که هر کانون یک اساسنامه میباشد چطور شما قبول دارید که شورای مرکزی را به موازات کانون ناشنوایان قرار داده اید ؟ بارها اعلام کردید همه باید به زیر نظر کانون ناشنوایان ایران اداره بشوند (همان فدراسیون شدن سازمانها) این عنوانها با چه اساسنامه یی بوده که تاسیس کرده اید ؟ - شورای مرکزی ناشنوایان ایران - جوانان پیشتاز ناشنوای ایران مورد آخری : ماده ها و تبصره هایی در اساسنامه کانون ناشنوایان ایران در سال 83 یا 82 هست را از کجا آورده اید ؟ امیدوارم ادعای روشنگری شما ثابت شود که با دستان خودتان دارید نابود می شوید . قطعا همه کارهایی که در حال انجام دادن هستید برای همه ی ما روشن شده هست که بیشتر حرفهایی که من سالهای گذشته بارها به خود شخص شما و هئیت مدیره کانون ایران و شهرستانها گفته بودم و هشدارهایی داده بودم اما افسوس کو گوش شنوا ؟ اتحاد به زبان شما چیست ؟ اتحاد به زبان ما این هست که چه موافق چه مخالف ؛ همه در ابراز عقیده هایشان آزادند و حق رای دادن را دارند و گروههای مختلفی برای ابراز اعتراضات خویش حق دارند حرفهای نگفته را برای گفتن هم دارند. چه فارس ؛ چه لر ؛ چه گیل ؛ چه ترک ؛ چه مازنی و این همه آدمهایی بخاطر تفکرات شما در این ماده 15 تبصره (ث) محروم شده اند . . . این فریادی که شما میزنید و میگویید اتحاد و مقابله با نفاق و ..... با تفکرات شما جور در نمی آید ....... در اینجا یک نکته دیگری به مردم ناشنوای هموطنم اعلام میکنم هیچ بیانه ای ویا قطعنامه ای را کاملا نخوانده و ندانسته امـضـاء نکنید چرا که بعدهـا میتونه بر علیه خود شما باشد. پاینده باشید و پایدار.
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 8:12 بعد از ظهر ] [ حنیف ]
[ ]
در ظاهر شوراها جزئی از کانونند و فعالیت آنها هم تحت نظر هئیت مدیره کانون می باشد ولی در اینجا چقدر روشنگری ایجاد شده که اظهار نظر می کند شورای مرکزی هم به عنوان جزئی از کانون بلامـــانع بوده و می باشد ؛ هر چند در اساسنامه کانون ذکری از آن باشد .کجای اساسنامه نوشته شده آقای محترم ؟ آقای محترم با کلمات و جملات زیبای خویش ماهی را از آب گل آلود نگیر . همه ما خوب میدانیم که حساب دو دوتا چهارتاست ولی شما به اجبارآ دو دوتا پنج تا را به گوش جوانان خام فرو می کنید ؛ کجای دنیا این حرف را تایید می کنند که شما میخواهید گروه جدیدالتاسیس را در کنار کانون پنجاه ساله قرار دهید و به هئیت مدیره امر و نهی کنید ؟ قضاوت را به خود شماها واگذار میکنم . ستاره ها بی معنا و تو خالی بیش نیستند !!! عجیب هست که آقایانی در سالهای گذشته می گفتند زبان اشاره باید طبق کنفواسیون میلان ؛ کتاب زبان اشاره ناشنوایان باید حذف شود و ناشنوایان باید به مدارس عادی بروند و امثالهم ..... و این آقایان نظراتشان مطابق هم بوده و مورد تایید یکدیگر بوده اند در حال حاضر در اینجا میگوید اعضای کنفواسیون قبلی در همین سال گذشته به طور رسمی از ناشنوایان جهان عذر خواهی کرده اند و این آقایان حاضر به گفتن این دو کلمه نشده و تنها به کلمه تاسف اکتفا کرده اند. اتحاد با زبان منطق ؛ عقل سلیم و بدون هیچ شروط و اما و اگرها برای این جامعه ای که خواستار همدلی و پیشرفت در این سازمانی که مدیرانش هنوز حاضر به ترک کردن صندلی زیبای خویش نشده اند ؛ هستند و میخواهند هر چه سریع تر به آرامش درونی خویش برسند . شرط اصلی این همبستگی هست که هئیت مدیره به دیگری تکیه نکند و تصمیم عاقلانه و بدون اشتباه را بگیرند و مستقلانه عمل کنند ؛ اساسنامه بدون در نظر گرفتن حق سلب شده از اعضای مجمع عمومی وجود دارد . جای بسی خوشحالی هست که من را جزئی از فتنه گران می خوانند و انگار نه انگار جایگاه هئیت مدیره پایین تر از مجمع عمومی بوده است و به تایید شماها هم رسیده است . این هم یک نوع اشتغال زائی هئیت مدیره می باشد و نوع دیگری آن هم کار طاقت فرسای بی وقفه در طول هشت سال بدون انتخابات و بیلان های مالی و غیر مالی می باشد که ما نتیجه آنرا دیده ایم و راضی هستیم واقعا به جان شما . در اینجا از کسانی که برای همایش ساوجبلاغ زحمت کشیده اند تشکر می کنم و به آنان می گویم گوش به زنگ باشید افراد گرگ نما در لباس میش هستند که میخواهند با تصویب انواع و اقسام قطعنامه کلمات و جملات را به آن بچسبانند تا به هدف شوم خود برسند و برای آنانی که زحمت می کشند و به منافع دیگران نمی اندیشند آرزوی سلامتی و موفقیت می کنم . [ شنبه دهم دی 1390 ] [ 3:46 بعد از ظهر ] [ حنیف ]
[ ]
آنگاه كه تولد دختري بي گناه مايه ننگ عربها بود .... آنگاه كه زندگي براي دختركان ساعتي به طول نمي انجاميد..... آنگاه كه دختركان بي گناه با چشمان باز به گور ميرفتند...... نياكان ما، بلندترين شب سال، يلدا شب، تولد مينو ، الهه زن، الهه خورشيد را شب زنده داري ميكردند براي گرامي داشت مقام مقدس زن. اين شب و همه شبهاي پرستاره ايراني پيشاپيش پيشكش وارثان كوروش كبير. آرزو دارم در پس يلداي زندگيتان زايش خورشيد را . با دميدنش ؛ زايش مهـــــر را آغاز كنيم [ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 11:45 قبل از ظهر ] [ حنیف ]
[ ]
سلامي دوباره به هموطنانم
با عرض پوزش از شما خوانندگان هميشگي راسپينا بعلت تغيير از وبلاگ به وبسايت يه خورده مشكلاتي پيش آمده طي روزهاي آتي برطرف خواهد شد .
با آغاز فصل پائيز90 برنامه هاي تبليغاتي كانون شروع شده بود معلوم شد كه ميخواهند برنامه هاي شخصيشان را به رخ ديگران بكشند و قدرت نمايي كنند . شايد براي اين باشد كه ما رستگار شويم . . . . اين همه سال ؛ اين همه آدمهايي آمدند خدمت كردند با تمام بي حرمتي ها و توهين هايي كه شنيدند و ديدند و كار خير خود را بر زمين گذاشتند و رفتند. يكي از نمونه بارز آن من هستم . اميد آن روزي را دارم كه اين همه ناشنواهايي كه قرباني مقاصد شوم آنهايي شده اند و سكوت كرده اند؛ تاوانشان را بدهند و به خوبي بدانند و آگاه باشند بي توجهي به مسائل روز و احقاق و حقوقشان چه پيامدهايي به بار خواهد آورد . اين همه هزينه براي برگزاري همايش ها ؛ سيمنار ها ؛ گنگره ها و اردوهاي جوانان و روساي كانونها بر مبالغ ميليون ها تومان ( هزينه دقيق آن در دسترس من نيست ولي ميدانم ) به خورد كساني ميدهند كه فقط براي تفريح و ديدن دوستانشان كه نديده بودند و دلشان تنگ شده بود ميروند و هيچي اطلاعي از علت برگزاري همايش هايي كه حضور ميابند را ندارند ، هست . بايد بگويم كانونهايي كه اساسنامه و نوع عضويتشان با كانون ايران مطابقت ندارد به چه علت در اين همايشي كه در ساوجبلاغ برگزار ميگردد، حضور مي يابند ؟ تازه اين كانون ناشنوايان ساوجبلاغ معلوم نيست با چه نوع اساسنامه ايي تاسيس شده است و همچنين كانون هاي ديگر كه تاسيس شده اند يا ميخواهند تاسيس بشوند !!!
بار ها به مسئولان كانون و خود كساني كه به من نزديك بودند گفته بودم تا وقتي اساسنامه كانون اصلاح نشود انجام هركاري بيهوده و به بطالت گذراندن وقت گرانبهاي خودشان هست ولي باز هم ميبينيد كار خودشان مي كنند . مهم نيست ... اقدام خودسرانه آنها فقط و فقط برای آن شخص و داراي يك هدف بوده و هیچگونه راه حلي براي ناشنوايان اين سرزمين ندارند و فقط ميخواهند با تهيه طومار امضاها از كساني كه از مقاصد شوم آنان بي خبرند بطور دائم و مادام العمر بر مسند قدرت بنشينند و با تبليغ گسترده كار را به نفع خود تمام كند . مهم نيست !!! مهم اين است كه بايد از روشي استفاده كنيم كه خودمان از چنين كاري به شدت مخالف باشيم ولي مجبور باشيم استفاده كنيم . بهتر نيست ؟ من قصد كوبيدن چنين كساني را ندارم و ميخواهم تكليف اين پنجاه سالي كه هيچ !!! بيست سال يعني از سال 1370 تا كنون بر ناشنوايان چه گذشت و چه كساني قرباني شدند؛ براي همه مشخص شود كه چه كساني در اين مواقع سودهاي كلاني برده و چه كساني به گوشه و انزوا كشيده شده اند ...... اين كار مشخص ميكند كه چه كساني مقصر درجه اول و دوم بوده اند !!!
اميدوارم هيچ كس در اينمورد سكوت نكند .
درضمن شنيده بودم در يكي از همايش ها قطعنامه اي بر عليه اينجانب صادر كرده بودند كه از ادامه كار خدمت من در كانون براي هميشه متوقف شود. نميدانم باز چه نقشه اي در سر مي پرورانند !!! من كه به جهنم !!! بقيه كساني كه آرزوي خدمت را دارند چه گناهي كرده اند ؟ آيا اين كار درستي هست ؟
پاينده باشيد و پايدار . [ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 2:42 بعد از ظهر ] [ حنیف ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |