در اینجا فقط نظراتم رو ثبت می کنم

اندیشه ای که هیچ گاه بازبینی نشد !!!

به راستی بزرگان ناشنوای ایران به خوبی می دانند که جوانان ناشنوای امروزی کشورمان چه امتیازهایی برخوردارند ، اینها همه مدیون استاد جبارباغچه بان هستند اما چه فایده ای ، چه سودی !!!

استادی که می خواست :
برتر باشند نه برتری بر همنوع خود
قدرتمند باشند نه چیرگی بر همدرد خویش
و ...
معنای این نیست که این ناشنواها هیچ شانسی برای تغییر دادن و اصلاح شدن ندارند که دوباره آن را تکرار کنند و به دلایل و بهانه ها به جدال کورکورانه و بدون چون و چرا، بی هیچ معطلی به مقابله کردن با هم برمیخیزند، آیا جبار باغچه بان این را می خواست ؟

البته همه اشتباه می کنند حتی من ، حتی تو ، هیچکدام یک از ما نمی تواند معصوم و مظلوم باشند و هیچکس هم عاری از گناه نیست ، درضمن توبه هم که برادر مرگ نیست ! لاقل میشه گذشت کرد . . . در نهایت میشه گفت "هر کسی خربزه می خوره پای لرزش هم می شینه" به عبارت دیگری "هر کسی اشتباهی کنه تاوانش را خودش میده".....

+ نوشته شده در  نهم آبان 1393ساعت 23:59  توسط حنیف 

سیلام 

یادم می آد  اون موقع که نوه دلبند طبیرکل مصتعفی کانون ناشنوایان ایران ( به غلط املایی من گیر نده بیشول  ) رفتن گنگره عافریقای جنوبی با خانم لیزا کوپلین خوش و بش کردن که دو سوال جالب انگیز (توجه کنید : " جالب انگیز و شاخ در آوردنی عین گاو یا گوزن ! ! اسم هر کدومی که دوست داشتی خودت بذار  " ) پرسیدن که با جواب قانع کننده ایشان روبرو شدن که سالهاست خود دبیر کلی مصتعفی کانون هم با این صحبتهای خانم کوپلین همراه و موازی بود ولی اکنون با شفافیت روشنگری خودشان ( منظورم همان نوه دلبند و تی تی نی نیش مامیشون girl_pinkglassesf.gif ) عملگرد خود را به همه نشان دادند که " گروه گروه شدن ناشنوایان به ضرر جامعه ناشنوایی هست " ما هم با ایشان یه زمانی موافق بودیم و هیچ گروهی نساختیم و در کانون ناشنوایان ماندگار شده ایم ! البته می تونم بگم که بنیاد پژوهشهای ناشنوایان هم در کنار کانون ناشنوایان ایران همکاری های سازنده ای داشت که می ارزید که در تاریخ ناشنوایان موندگار بشه . بعدها اون بچه ننه که رفت آمریکا  سر دو پژوهشگری که به قریب 25 سال زندگی مرفه گرایی و به قول قدیم ندیما  کبک سرشو توی برف میکرد که کسی نبینه" رو به خوبی با وایتکس زمین شویی "مـــــن" و "پودر برف" ( نمیخام تبلیغ کنم  ) خودمون شستن شایدم توی ماشین ظرفشویی سامسونگ یا لباسشویی بوش  انداخته باشه که زحمتش کمتر بشه !!! بعد اومدن واسه ما شعار های تو خالی دادن که به فلانی شش ماه فرصت می دم اگه اومد که اومد دهنش صافه عین آسفالت و اگه نیومد به درک که نیومد به جهنمم که نیومد  !!! تازه مت و پت خوشگل ورژن جدید 2014 مخصوص ناشنوایان اومده که یه جا هم بهمون گفتن عاقا دو نفر کامنت گذاشته بودن دیدم شوکه شدم عین برق گرفته ها داشت واسمون توضیح میداد  طفلکی دلم واسش ضعف رفت  قربون برق گرفتگیت بشم من 

آخرین شاهکاریشون منعقدان رو حذف و با چسب دوقولو خفه کردن انگاری توی نبرد با قاشق وچنگال با داعش جنگیدن و پیروز شدن ... آورین آورین ... شایسته جایزه نوبل می باشند ... ما ناشنوایان ایران زمین بهشون افتخار می نماییم پت و مت اولین کسی هستن که شایسته جایزه نوبل شدن ... خیلی کف کردم ... بازم ادامه بدهند بیشتر شاهکارهایشون رو ببینم و کف کنم . 

والا 

عا ! یادم اومد !!!

یکی به من گفته بود تو هیش کاری نکردی 10 سال هیش کاری نکردی فقط انگولگ کردی بمب گذاشتی تخریب کردی منفجر کردی انگاری توی خونه نشسته داشته با پلی استیشن  گوود آف وار بازی می کرد !!! عاره گوود آف وار !!! ای بابا همون GOD OF WAR  !!!! افـــــــــــتــــــــــــاد ؟ خنگول ... 

عاره همون بود گوفتم دیگه بیشول فک میکنه برج ساختن یه روزه اس هیش نمی خواد فقط همین دوتا آجر بزاری روش میشه عین برج میلاد !!! 

عجب خنگولی بودا 

بوخوودا 

 

 

+ نوشته شده در  نوزدهم مهر 1393ساعت 11:0  توسط حنیف  | 

 

با دیدن برخی از مسائل در "همایش خودسرانه ی نجف آباد - اردیبهشت 93" باید تاسف خورد که برخی از روسای کانون شهرستانها به جای اینکه دیدگاه های ملی گرایانه ای داشته باشند بیشتر منافع خوشگذرانی و شخص محور گونه ای داشتند که البته با نظر من با این وضعیت قطعا حل شدنی نیست ، میتوان گفت بیشتر این مشکلات ناشنواها در مسائل بحران مالی و فقر فرهنگی هست که باید راهکارهای مختلفی برای آن اندیشید متاسفانه به جای این کارها اصل مطلب رو نشانه گرفته اید. سکوت من در این قبال به نشانه رضایت نیست البته می توان گفت عقب گرد در این همایشهای گذشته پاشنه آشیل "دبیر کل مستعفی  کانون" بوده که نگاه همگی به انگشت شصت ایشان هست که رو به بالا باشد یا پایین !!! ( توضیح : در روم باستان گلادیاتور ها با نگاه شصت رو به پایین دست امپراتور ، سر رقیب بازنده خود را می بریدند ) بزرگترین زنگ خطر برای جامعه ناشنوایان به حساب می آید که این جامعه را به سمت پرتگاه پیش می برد .

 

به قول سعدی :

نه بـوی مهـر می‌شنـویـم از تو ای عـجب                           نـــه روی آن که مــهر دگـر کس بپـروریـــم

از دشـمنـان بــرند شکــــایت به دوستـان                         چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم

 

بی جهت نیست این رابطه ها فقط در میان آدمهای حاشیه ای که به اصل مطلب پرتاب شده اند نشان داده شده است . آیا این نا امنی ها و شرایط بحرانی جامعه را به ضرر خود می بینید یا خیر ؟ با این حمایت ها و طرفداری از کجروی ها و خشک مغزها کار را به جایی می برد ؟

امیدی هست ولی هنوزم نگرانم که این پاشنه آشیل تو ما را به کجا می برد . . .

 

+ نوشته شده در  هشتم تیر 1393ساعت 10:38  توسط حنیف 

 

مگس ها خیلی زیادی مزاحم میشن تازه نمی ذارن عادم تمرکز کنه،  چقد بیشولن اینا!  یه تعدادی از مگسها هستن واسه یه دیقه دل خوشی هم ندارن توی کامنت های من چیزایی می نویسن گوه هم می خورن (ببخشیدا با اون مگس بودم ) میان اینجا مطلب منو میخونن و نظرات آموزش و پرورش دهندهاشون رو توی کامنتهای من می نویسن و میرن پی کارهای دبلیو سی هاشون (شوما اینجاشو نادیده بگیر ) 

 

ها... 

هاااا.... نه بابا   ... جدی میگی ؟ 

عاره ... راست میگی .... تازه می فهمم ..... از العان اعتراف می کنم که من مگس ها را دوست می دارم اگه شما هم مگس ها رو دوست داشتین العان اونم شما را دوست می داشت اینجوریا ... والا بوخودا .... از قدیم ندیم ها میگن اگه مگس از تو چیزی بگیره تو نمی تونی ازش چیزی بگیری؛ دیدی راس میگم ؟ 

اینم سندش : مگس ها یکمی به دردمون می خورن حالا بذار یکمی خوش باشن...نوعی بیماری واگیردار دارن، کلن اینا به درد سرویس کردن دهن طرف مقابلتون می خورن والا بوخودا ...باور نمی کنی امتحانش مجانیه ... اصلن میبینی یهو میان بغل غذاتون میشینن و باهاتون درد دل میکنن که انتظارشو نداشته باشی ( اشک شوق تو چشامه  ) والا خلاقیتشون توی ذاتشون هست، متکبرند، مخترع اولین دستگاه دهن سرویس کن  هم فک کنم همین جناب مگس بوده ولی به هر حال خوش به حالش؛ (کوفتش بشه  ) تازه هم رفاقت خوبی با حشرات دیگه ای هم داره الا جز پروانه خوشگل و ناناز و تیتیش مامانی ( در کل پروانه ها همیشه مظلومند    ) ... تازه یه در به کوچیکی باز باشه میان داخل خونتون کلی هم باهات خوش و بش می کنه بعدشم موقع رفتن  8تا پنجره تمام قدی و به این بزرگی رو نمی بینه، هی دور میزنه ! یا می خوره به شیشه ؛ اینور اونور میره فضولی هم میکنه !!! ( دلم سوخت براش   ) طفلی ...  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 12:7  توسط حنیف 

سلامی گرم به خوانندگان همیشگی راسپینا Gemini

به پاس این تبار پارس ، آغاز سال نوی ایرانی و نوروز در قلب هر ایرانی می تپد ؛ آن هم در دل و امید ،از اهورا می خواهم دل های ایرانیان را شاد و این سال نیک را برای همگان به ارمغان بیاورد . نوروزتان همیشه پاینده و سرافراز. 

 

مخاطب عزیز 

میدونی اگه توی ( منظورم داخل هستش    ) سفره هفت صین (همون سین خودمون !) در کنار خانواده ات نباشی و منتظر پول جیب بابات و غذای خوشمزه مامانت باشی اونوقت باید بری فست فود ( ببخشیدا پارسی رو پاس نمیدارم    ) بوخوری واقعن خعیلی می چسبه به دل عادم والا بوخودا.....  تازه میگن که عادم مغرور که باشه باید به جلاد بگه یه وجب بلندتر گردنشو بزنه لامصب صاحاب راسیپنا بدجوری فک می کنه که مخاطب خاصش خیلی خنگوله ؛ نوموفهمه ، اصلن به من چه ! بخوای نخوای بری کنار سفره هفت صین کلن به منم ربطی نداره والا بوخودا ... میدونی چی میگم ... هیچی ... نمی خواد بدونی همون که خنگول بمونی بهتره . 

عاقای مصتعفی زبان اشاره زبان دوم منه اونم بدجوری طبیعی بدون افزودنی های غیر مجاز و کاملا شیمیایی بودار و بدون درگیری فیزیکی ؛ عاقا ... عاقا ... عاره همون مصنوعیه خودمونه اصلن من دوس دارم از غیر طبیعی استفاده کنم والا اگه از طبیعی استفاده کنم دیگه باید الفاظ رکیک رو هم سانسور کنم نمیشه عاخه می فهمی نمیشه ؛ حالا اگه توی بیابون کوسه بهتون حمله کرده باشه که مجبور نشی بری بالای درخت ... 

 

بابا ملت میگن رابط  

اون خنگوله میگه مترجم  Happy Dance

منم میگم هیچی نگید بهتره اصلن بیاین بریم پرتقال فروش رو پیدا کنیم ، منم باهاتون میام چون میخوام چار پنج کیلو شایدم بیشتر پرتقال آبمیوه گیری بخرم عاخه خیلی خوشمزن ..... نگووو دهنم آب افتاد ..... 

ها ... 

هااااا ..نه بابا ... مگه میشه عادم عاقل به رابطش بگه مترجم ! بابا مترجم واسه زبان خارجیه ، نه فارسی به فارسی ، اگه فارسی به زبان خارجکی بود اونوقت بوگو مترجم لامصب 

کودوم آدم عاقل پیدا میشه که به فارسی به فارسی بگه مترجم ! خخخخخ خیلی بامزه ای بوخودا ... بازم ادامه بده یکمی بخندیم . ملانصرالدین هم نتونست مارو بخندونه ولی تو خیلی بانمکی . 

ادامه بده جیگر مصتعفی ... ما را هم خوشحال می کنی توی ایام عید حوصله ملت رو از بیکاری در میاری خودا وکیلی ، خودش یه نوع کار خیر هستش  کلی هم ثواب می کنی اونوخ دربست بدون هزینه ایاب و ذهاب مستقیم بهشت میری . 

آهان یادم اومد شنیده بودم توی بهشت هم چندا حوری هستن باهم با زبان اشاره طبیعی حرف میزنن ... خدا کنه حقیقت داشته باشه ... خیلی خوشحال میشم با حوری ها در ارتباط باشم یکی بره از طرفم بهش سلاممو برسونه و بهش بگه من کلی منتظرشم ...  

 

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 8:29  توسط حنیف 


پس از مدتی تمامی نوشته هایم رو پاک کرده بودم با خودم می گفتم بلاخره از شر این غائله های وراجی اطرافیان راحت شم ولی می بینم بیماری واگیر دار طرف هنوز گریبان منو گرفته هنوزم درمان نشدم ....

میبینم این ماجراهای دبیرکل مستعفی واقعا بطور کامل مستعفی کانون ناشنوایان ایران در سالهای قبل از 92 هنوز تموم نشده ، حالا چرایش بماند هنوز و باز هم پایش را از گلیم دراز کرده نمی دونم چرا به صورت مجازی ابراز علاقه کرده ما هم خسته نشدیم از این امرونهی های تکراریشون !!! نقش زیبای دبیرکل مصتعفی (میدونم اشتباه نوشتم !!!) در سالهای قبل از 92 کم کم دیگه از دیده های تاریخ کانون ببخشید منظورم کتاب تاریخ درسی مدارسه همونطوری که سلسله هخامنشیان توی کتابهای درسی تاریخ بچه ها حذف شده و بجاش سلسله دانیاسورها رو گذاشتن ... کلا سر و تهش رو بهم چسبوندن ... بسی جای خوشحالی هست و امیدوارم روزی بابت این موضوع به همه شیرینی بدم البته قول نمیدم ...  

بگذریم .... 

1-     راجع به ترجمه ها باید بگم که امیدوارم مسئولان کانون ناشنوایان ایران برای رفع این وراجی ها ؛ یک نفر را از وزارت امور خارجه استخدام کنه واسه خودش که طرف بعدا دچار سردرگمی نشه اینقدر به خودش خرج بده پول قبض آب ، برق و اینترنت رو پرداخت کنه . تازه سلول های خاکستری مغزیش هم انرژی هدر نده حیف این همه صرف خرید و پختن ماهی کرده . . . . 

 

2-     حالا همه دوست دارن از الفاظ رکیک و خوشگل به صورت زبان اشاره طبیعی ، بله به طور کاملا طبیعی "همون از تولید به مصرف خودمان" استفاده کنن مسئله ای نیست و ما هم بطور کامل خوشمان می آید و تایید می نماییم. بله بله درست شنیدید کاملا صحیح الویت اول و در صدر اول و بالای بالا مورد علاقه مان می باشد و باید در اولین قدم خودمان از این زبان اشاره کاملا طبیعی اونم بدون افزودنی های مجاز غیرشیمیایی و کاملا فیزیکی در اولین قطعنامه دلخواه خودمان بیاید در غیر این صورت تمامی موارد با زبان کاملا غیر طبیعی باطل است . 

 

3-     حالا بیایید بین مترجم و رابط چیزی کشف کنیم که نه اون ناراحت بشه نه این اخم کنه بگه این ****رها چیه نوشتی (ببخشید اون ستاره ها یکمی غیرمجاز بود !) یکمی اخماتونو باز کنین یکمی لبخند ملیح و توخالی بزنین و کسی نفهمه بیایید چیزی کشف کنیم که بین مترجم و رابط وایسته و نقش چیز بی گناهی رو بازی کنه . طفلکی اومده کمکمون کنه حالا اینا اومدن اسم واسش انتخاب کنن دعواشون شد ؛ بوخودا اینا عجب موجودات بدبختی هستن !!! من کشفش کردم ولی یادم رفت اسمشو ، چون جایی یادداشت نکرده بودم . 

 

4-     امضاء کردم ندیدی به من چه میخواستی ببینی اصلن ..

 

 

+ نوشته شده در  چهاردهم اسفند 1392ساعت 15:30  توسط حنیف